تبليغاتX
بختیاریها
 

در حال حاضر اتصال ريلي خوزستان به تهران از يك مسير كه هم آسيب پذير است و هم ظرفيت محدودي دارد، صورت مي گيرد و قبل از انقلاب اسلامی طرح راه آهن بختیاری برای بالا بردن ضریب امنیتی این خط ریلی در نظر گرفته شده بود.

در حال حاضر اتصال ريلي خوزستان به تهران از يك مسير
 
 
در حال حاضر اتصال ريلي خوزستان به تهران از يك مسير كه هم آسيب پذير است و هم ظرفيت محدودي دارد، صورت مي گيرد و قبل از انقلاب اسلامی طرح راه آهن بختیاری برای بالا بردن ضریب امنیتی این خط ریلی در نظر گرفته شده بود.

به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنا نیوز)، شبكه ريلي راه آهن ايران شبكه‌اي ستاره‌اي است؛ عملاً همه خط ‌ها به تهران ختم مي‌شود و خطوط ريلي مستقلاً به همديگر اتصال ندارند. اين مسئله تا حد زيادي ضريب امنيت خطوط ريلي ايران را پايين مي‌آورد، يعني اگر خط ريلي در يك نقطه به دلايلي از جمله سوانح و حوادث طبيعي و مسائل امنيتي و نظامي قطع شود، ممكن است بخش قابل توجه اي از خطوط ريلي كشور از مسير خارج شود.  

احداث خطوط شطرنجي يكي از راه‌هاي رفع اين معضل در راه‌آهن ايران است. اگر خطوط ريلي موجود را با يك كمربند ريلي به همديگر وصل كنيم، مي‌توانيم در بحرانها و يا در مواقعي مانند تعطيلات نوروزي كه محدوديت و يا تراكم بيش از حد در برخي مسيرها وجود دارد، سرويس دهي مناسبي را از شبکه ريلي كشور انتظار داشته باشيم. 

با توجه به مباحث مطرح شده، احداث خطوط شطرنجي در مسير ريلي خوزستان - تهران حائز اهميت است؛ در اين مورد دو مسير پيش بيني شده بود. مسير اول خط اتصال اصفهان به اهواز موسوم به راه‌آهن بختياري است كه از شهرهاي رامهرمز، ايذه، دهدز، ناغان، بلداجي، فرخ‌شهر و فولادشهر مي گذرد. مسير دومي كه براي بالابردن امنيت خط ريلي موجود قبل از انقلاب مطرح بود مسير ريلي اليگودرز به اصفهان مي باشد.

در حال حاضر مسير اليگودرز - اصفهان كه اولويت كمتري نسبت به مسير اول دارد به دليل وجود نقاط اشتراك با راه‌آهن موجود و كوهستاني نبودن مسير، با اندكي تغيير در مطالعات اوليه در حال پيگيري است؛ به اين نحو كه شهرستان اليگودرز موقتاً از نقشه حذف و راه‌آهن مستقيماً از شهرستان ازنا به سمت اصفهان طراحي شد و مطالعات مرحله دوم آن رو به اتمام است و در حال ورود به فاز احداث مي باشد.

پروژه راه‌آهن بختياري كه حدود 40 سال پيش مطرح و قبل از انقلاب اسلامي مطالعات مقدماتي و مرحله اول آن انجام شد، هيچ نقطه مشتركي با شبكه ريلي موجود ندارد از طرفي قطع كردن كوههاي زاگرس به دليل اينكه كوههاي جواني هستند، بسيار پرهزينه است و شايد اصلي ترين دليل عدم پيگيري و احداث مسير راه‌آهن بختياري در سالهاي بعد از انقلاب اسلامي، نبود اعتبار كافي براي پيگيري و احداث اين مسير بود.

توسعه زيرساخت‌هاي ارتباطي و شبکه های حمل و نقل ریلی و جاده ای از اصلی ترین شاخص‌هاي توسعه یافتگی يك منطقه مي باشد و تاثيرگذاري احداث راه‌آهن بختياري بر توسعه پايدار منطقه امري بسيار روشن و بديهي است.

هرچند با توجه به گذشت زمان و پيشرفت هاي علمي در زمينه طراحي و احداث خطوط ريلي، طرح راه‌آهن بختياري نياز به مطالعات و طراحي مجدد دارد اما در حال حاضر احداث خطوط ريلي جديد در كشور اين واقعيت را به خيال نزديك كرده است.

با توجه بهره برداري از خط ريلي اصفهان- شيراز و در دست احداث بودن اتصال اين مسير به عسلويه و بوشهر، نهايتا اگر خط ريلي بوشهر - اصفهان راه‌انداي و فعال شود احتمال پيگري و راه اندازي راه‌آهن ساحلي قوت خواهد گرفت. هرچند طرح راه آهن ساحلی چند سالی است که در دست مطالعه است و هنوز طرح کامل آن روی کاغذ نیامده است اما با توجه به پیگیری مسئولین منطقه ای، دور از ذهن نیست که در آینده نزدیک این طرح وارد فاز عملیاتی شود و اتصال بندر امام خمینی به بوشهر موجب مي شود راه‌آهن بختياري اهميت خود را از دست بدهد و به دست فراموشی سپرده شود و این امر به خودی خود ضرورت پیگیری جدی تر این موضوع توسط مدیران و نخبگان را روشن می سازد.
 
منبع : آژاتس خبری بختیاری
+ نوشته شده توسط یک بختیاری در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 19:19 |
 

طنز نوشته اي از حبيب اله بهرامي

 

یکی از افتخارات، ببخشید که فارسی را پاس نداشتیم، یکی از افتخارهای این جانب"بچه نفتون " ، نوشتن درباره ی کلان شهر مسجدسلیمان یا مسلیمون است هم عروس ایران و هم پایتخت ایران و هم خاورمیانه بوده و خواهد بود!

البته در مورد مسجدسلیمان، هم بنده ی بزرگ! زیاد نوشته ام و هم، همشهریان عزیز.اما از آن جا که می گویند: "همه ی حرف ها گفته شده ولی چون گوش های شنوا مرتب خواستار شنیدن حرف های گفته شده هستند(!) بنابراین، ما، هزار باره می گوییم تا مسوولان عزیز و خیلی خدمتگزار به خواسته های شان برسند!!

همان گونه که همه ی ایرانیان و نیز جهانیان کم و بیش می دانند، اما به روی خود یا نمی آورند یا اگر می آورند چشم های شان را می بندند تا در معرض تابش درخشان این کلان شهر نفتی در ایران و خاورمیانه قرار نگیرند!!، در یک صد سال پیش، نخستین چاه نفتی خلیج فارس و آسیا و خاورمیانه در کلان شهر مسجدسلیمان به بهره برداری رسید وبعد از آن این ابر شهر، شد عروس ایران و حتا خاورمیانه و در تمامی زمینه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و هنری و چند نقطه و نیز امکان های شهری، رتبه ی اولین یا نخستین ها را به دست و به پا آورد!

البته، نه این که فکر کنید یا این که پیش تر به چشم و گوش شما رسانده باشند که امروزه از آن اولین ها خبری در کلان شهر نیست، نه، اصلن این گونه نیست مسجدسلیمان هنوز در بیش از هفتاد هشتاد مورد، نه تنها در ایران که در خاورمیانه دارای مقام اولین ها ست و مردم آن از این نخستین ها عشق و حال می کنند و از مسوولان خیلی خدمتگزار تشکر و قدردانی!!

برای مثال :

1- مردم مسجد سلیمان، میلیون‌ها بشکه نفت و میلیاردها فوت مکعب گاز، از دل کلان شهر خود استخراج کردند تا به اقتصاد کشورمان خدمت کنند که کردند؛ اما حاضر نشدند که خود از این نفت ها و گاز ها بهره ببرند. هم اکنون نیز حاضر نمی شوند که در رفاه باشند و از نعمت گاز بهره مند شوند!! ولی مردم استان های دیگر و حتا کشورهای نیازمند، بدون گاز باشند و در رنج و سختی روزگار بگذرانند.

2- مسجدسلیمانی ها، در هفتاد هشتاد سال پیش، دارای نخسین تصفیه‌خانه آب و نیز لوله کشی فاضلآب در سطح کشور بودند و از این که آب تصفیه می نوشیدند و فاضلآب های شان نیز از سیستم لوله کشی برخوردار بود، اما دیگر شهرهای کشورمان نه آب تصفیه داشتند و نه سیستم فاضلآب، رنج می بردند!!

بنابراین، از مسوولان خیلی خدمتگزار عاجزانه در خواست و تقاضا کردند که از درآمد نفت و گاز در کلان شهرشان به دیگر شهرها و استان های کشورمان اختصاص دهند و مردم آن مناطق را رفاه مند سازند و دیگر کاری به آنان (مسجدسلیمانی ها ) نداشته باشند که دیگر جایی برای رفاه مند تر شدن!! وجود ندارد.

البته، مسوولان عزیز نیز، درخواست مسجدسلیمانی ها را اجابت کردند و تا توانستند به استان های کشورمان و برخی از کشورهای نیازمند رسیدند و همان گونه که خود مسجدسلیمانی ها خواسته بودند!! دیگر با این کلان شهر کاری نداشتند؛ که بنده از همین ستون از مسوولان خیلی خدمتگزار تشکر و قدردانی ویژه می کنم!!

3- از آن جا که نخستین سوت قطار در کشور در مسجدسلیمان به صدا در آمد و نخستین فرودگاه هواپیما نیز در این ابر شهر ساخته شد و مردم آن از خوشی نمی دانستند چه کنند(!) چرا که مرتب سوار هواپیما و هلی کوپتر یا به زبان امروزی بال گرد و چرخ بال و قطار می شدند و عشق و حال می کردند و دیگر برای شان تکراری شده بود، باز هم از مسوولان درخواست کردند که از این پس با فرودگاه و خط آهن در شهرشان کاری نداشته
باشند و از درآمدهای نفت و گاز در این ابر شهر، برای ساختن فرودگاه و خطوط آهن در دیگر استان ها استفاده کنند که مسوولان هم به تقاضاهای مسجدسلیمانی ها اجابت کردند و استان های کشورمان را در این زمینه ها آباد کردند که این جانب بچه نفتون به نمایندگی از مردم شهرمان باز هم از مسوولان تشکر می کنم!

مسجد سلیمانی ها اگر چه امروزه دسترسی به هواپیما و قطار ندارند و برای سفر به استان های دیگر با وسایل نقلیه اتوبوس و مینی بوس و سواری به اهواز می روند، ولی از این که مردم استان های دیگر از مواهب هواپیما و قطار در شهرهای شان بهره می برند حال می کنند و مرتب از تلاش های مسوولان عزیز به خاطر توجه به دیگر شهرها و استان های کشورمان تشکر می کنند و التماس دعا دارند که در تقسیم های کشوری، کلان شهر مسجد سلیمان را به روستا تبدیل کنند!!

البته، در این زمینه از نماینده ی شهرمان یک انتقاد کوچک داریم. چرا که ایشان بعد از 12 سال روزه ی سکوت را در زمستان سال 86 شکست و از کودکان مسجدسلیمانی سخن راند و فرمود: " کودکان مسجدسلیمانی از سرما می لرزند "

در صورتی که خود شهروندان کلان شهر مسجدسلیمان نمی خواهند که گاز لوله کشی داشته باشند(!) آن ها به همان اولین ها از یک صد سال پیش تاکنون، افتخار می کنند و دوست دارند که شهرشان بی گاز و نفت و آب و برق و کار و چند نقطه باشد ولی استان های دیگر عمران و آبادان!

البته، ناگفته نماند: به محض این که نماینده ی عزیزمان از سرما لرزیدن کودکان سخن گفت، تمام کودکان شهر از نطق آتشین ایشان دل گرم شدند و حتا احساس گرما کردند و هنوز که هنوزه دارند از گرما حال می کنند!!

بنده به عنوان یک مسجدسلیمانی، پیش نهاد می کنم که این عزیز نماینده، برای کودکاندیگر شهرها، از جمله مناطق سردسیر کشور و حتا جهان نیز، شعارهای دلگرم کننده سر دهد تا همه ی کودکان عشق و حال کنند! درست نیست که فقط کودکان مسجدسلیمانی از مواهب شعار و نطق های آتشین حال کنند!!

بنابراین، این جانب از نماینده ی عزیز شهرمان به عنوان یک برادر کوچک تقاضا دارم: حالا که قفل سکوت را شکسته و می خواهد کمبود ها و مسایل مشکل های مردم را حل و فصل کند، به تر و پسندیده تر آن است که مثل حمایت های جانانه از تیم استقلال تهران، از شهروندان تهرانی و حتا مردم دیگر استان ها در تمامی زمینه ها حمایت جانانه کند و از نزدیک ضمن بررسی مسایل و معضل های استان های دیگر، در جهت حل آن ها نیز تلاش کند.

ضمنن، اگر دولت خیلی خدمتگزار ، به علت کاهش قیمت نفت، اعتبار کافی برای حل مسایل و مشکل های استان ها ندارد، از درآمد های نفتی کلان شهر مسجدسلیمان و از قبل تبدیل بافت و مدیریت آن به روستا، برای عمران و آبادانی بیش تر تر! شهرهای کشور هزینه کند!!

البته اگر امروزه در مسجدسلیمان هر 48 ساعت تنها 4 ساعت آب شرب در لوله های پوسیده ی آب جاری است و چند صد روستای آن نیز از آب لوله کشی برخوردار نیست و از آب تانکر استفاده می کنند، در حالی که در نزدیکی و در دل آن دو سد بزرگ وجود دارد، یا اگر به علت قدمت و فرسودگی خطوط برق رسانی و ایستگاه های بین راهی، برق شهر با افت شدید ولتاژ همراه است و از سویی ، عده ی بی شماری از شهروندان مسجدسلیمانی، بی کارند و کاری برای انجام دادن ندارند و از سویی، اگر این کلان شهر، از راه و جاده ی درستی برخوردار نیست و هنوز در بن بست قرار دارد و اگر هم اکنون برخی از کوچه ها و خیابان های مسجدسلیمان - که دارای نخستین لوله کشی فاضلاب در کشور بود - لبریز از فاضلاب است!

و اگر در برخی از نقاط این شهر، گاز و نفت از دل زمین بیرون زده و بوی گاز مانند عطر و ادئو کلن فضای شهر را در بر گرفته است، نه تقصیر "ویلیام ناکس دارسی" است و نه هیچ کس و هیچ دستگاه دیگری. مسوولان خیلی خدمتگزار نیز بروند و با خیال راحت استراحت کنند و بخوابند. چرا که ما و شهرمان در یک صد سال پیش جزو اولین ها بودیم و حالا جزو آخرین ها هستیم! زمانی پشت به زین بودیم، حالا زین به
پشت!

تازه ، اگر نیاز باشد و دل مان بخواهد، از نماینده ی عزیز شهرمان در مجلس تقاضا می کنیم که چند تا شعار آبدار مانند همان که سال 86 درباره ی کودکان مسجدسلیمانی سر داد، سر دهد تا همه چیز به خیر و خوبی حل و فصل شود و برود پی کارش!!

منبع :  آژانس خبري بختياري/ بچه نفتون

+ نوشته شده توسط یک بختیاری در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 19:8 |
 

در سال هاي اخير، بسياري از مورخان، اساتيد و گروه هاي سياسي از زواياي گوناگون به واقعه ي مشروطه نگريسته، و قلم زدند. مشروطه، با تمام جوانب خرد و كلانش به نقد كشيده شده، كه اين، گوياي اهميت جريان مذکور، در تاريخ معاصر ایران است.
آژانس خبری بختیاری (ایبنا نیوز) با همکاری گروه آسماری در آستانه 25 تیرماه برابر با صدمین سالگرد فتح تهران اقدام به انتشار برخی اسناد منتشر نشده مشروطه خواهد کرد. بدیهی است معرفی اسناد منتشر نشده می تواند به فهم بهتر هموطنان از تلاشهای بختیاری در انقلاب مشروطه موثر باشد.
به گزارش ایبنا نیوز اولین سند از این سلسله اسناد که توسط استادعبدالمهدی رجایی ارایه شده است به شرح ذیل است:
نامه صمصام‌السلطنه به فرمانفرما
در روزهاي پاياني سال 1326ق درست زماني که محمدعلي شاه تبريز را به محاصره در آورده و قصد داشت با نبردهاي فرسايشي آن را از پا در آورد، به يکباره با خبر شد که شهر اصفهان را نيروهاي بختياري فتح نموده و حاکم آنجا اقبال‌الدوله را به کنسولگري انگليس رانده‌اند.
محمدعلي شاه که چندي پيش بخش عمده‌اي از سران بختياري را با خود همراه کرده و براي سرکوبي جنبش تبريز فراخوانده بود، هرگز گمان نمي‌کرد جناح صمصام‌السلطنه و سردار اسعد چنان قدرتي داشته باشند که دست به چنين کار سترگي بزنند.
هر چه بود شاه هراسان چهار روز پس از فتح شهر و در 14 ذي‌حجه 1326 عبدالحسين ميرزا فرمانفرما را حکم حکومت اصفهان داد تا با سپاهي از بختياري و غير بختياري به اصفهان تاخته شهر را از دست شورشيان باز ستاند. 
عبدالحسين ميرزا فرمانفرما در همان روز تلگرافي به صمصام السلنه حاکم مردمي‌اصفهان ارسال نموده، از در خيرخواهي و تملق مي‌خواست راه حل مسالمت آميزي براي خود بيابد. نيز گمان مي‌کرد صمصام به خاطر خلع شدنش از مقام ايلخاني‌گري دست به چنين کاري زده است. 
وي در تلگراف خود با اشاره به اين كه سردار ظفر و اميرمفخم همراه وي هستند، صمصام را نصيحت كرد كه « برادر جان، عزيز من! سر دنيا را با پوش نپوشانيده اند. و مملكت بي صاحب نيست. صاحب مملكت خيلي در حفظ رعيت خودش ساعي تر از همه كس است و اين راه راه خرابي خودتان و و خانواده تان است... در امورات ايلياتي و گفتگوهاي ولايتي خودتان هم من به حضرات خيلي ملامت كردم. الحق خوب نكرده اند. اصلاح اين مسايل را كاملاً به عهده و ذمه مي‌گيرم ».
اما صمصام‌السلطنه موضوع را از منظر ديگري مي‌ديد. وي به شاهزاده نوشت:
«حضور مبارك بندگان حضرت مستطاب اشرف اسعد والا، شاهزاده فرمانفرما ـ دامت شوكته
دستخط تلگرافي كه به اقتضاي مراحم و الطاف قديمه نسبت به فدوي حقيقي شرف صدور يافته، تشرف حاصل نمود و موجب تشكرات فوق العاده گرديد.
بر هر ذي حسي واجب و متحتم است كه به قدر قوه و استطاعت در استقلال دولت و ملت خود كوشيده، و در امتثال احكام علماي حقه فروگذار و خودداري ننموده، با كمال ادب و اميدواري عقل سليم و وجدان مستقيم بندگان حضرت اشرف ارفع والا ـ دامت شوكته ـ را حَكَم قرار مي‌دهم و به موّجد حقيقي كل اشياء قسم مي‌دهم كه آيا حفظ استقلال دولت و بقاي اين ملت شش هزار ساله به اين اساس و ترتيبي است كه فدوي، به اقتداي علماي حقه، بر ذمة همت خود گماشته‌ام يا آن كه حكام جور بدون اطلاع بندگان حضرت اقدس شهرياري ـ ارواحنا فداه ـ از هيچ گونه ظلم و ستم و قتل و غارت و بي عصمتي نسبت به ملت بيچاره فروگذار نكنند و براي جلب نفع شخصي و شهوت راني مملكتي را خراب و ملتي را معدوم نمايند؟
مسلم است مادامي‌كه حدود حكومت معين نباشد فايده اي بر تغيير حكومت مترتب نخواهد بود. مگر بندگان حضرت مستطاب اشرف والا ـ دامت شوكته ـ همان نيستند كه در مجلس شوراي ملي گريه‌ها كرديد و براي دفع تجاوزات اتباع عثماني از جيب فتوت خود متحمل مخارج فوق العاده براي تشكيل اردوي سرحدي شديد؟ خدا را به شهادت مي‌طلبم كه اگر حضرت والا هم بقاي سلطنت سلسلة جليلة قاجاريه و استقلال اين ملت بيچاره را طالب هستيد، عرايض بي‌غرضانة اين خادم قديم دولت را تصديق خواهيد فرمود و براي تشكيل دارالشوراي ملي ساعي و جاهد خواهيد بود.
امروز به تصديق تمام عقلاي عالم هيچ نوش‌دارويي براي خرابي‌هاي مملكت و درماندگي‌هاي ملت بيچاره جز ايجاد مشروطيت در خزانة بندگان اعلي‌حضرت شهرياري ـ ارواحنا فداه ـ يافت نمي‌شود و نيز خاطر مبارك را مستحضر مي‌سازم كه در هر آن انتخاب وكلا محقق و مجلس مقدس تشكيل يافت، اين دولت‌خواه حقيقي و پيرغلام واقعي، كه هميشه حفظ اساسية سلطنت را در سلسلة جليلة قاجاريه بر هر چيز مقدم دانسته و مي‌دانم، فوري بر اسب خود سوار شده، عقب كار خود مي‌روم.
ولي حالا ممانعت كلي از طرف عموم اهالي اصفهان و توابع و چهارمحال و بختياري در پيش است و قاطبه، متفق‌الكلمه در تشكيل مجلس مقدس ساعي و جاهد و با تمام قواي خود خروج فدوي را از اصفهان مانع اند. ديگر هر قسم راي مبارك قرار گيرد، امر و مقرر فرماييد اطاعت خواهد شد.»
(فدوي نجفقلي بختياري)
 
منبع : آژانس خبری بختیاری (ایبنا نیوز)
+ نوشته شده توسط یک بختیاری در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 19:4 |
 

 

امامزاده سید ابراهیم، فرزند سید محمد پرهیزگار، فرزند حضرت امام موسی کاظم(ع) یکی از امامزادگان معتبر منطقه گرمسیری بختیاری است. این امامزاده در میان عوام و معتقدین خود، به شاهزاده ابوالقاسم و در تداولی عام تر به شاه مال بابادی شهرت دارد. بقعه متبرکه وی که زیارتگاه عشایر و ساکنین اطراف است، دارای ضریح و بارگاه و در منطقه موسوم به شاه آباد، از توابع شهر لالی، حوزه شهرستان مسجد سلیمان در 25 کیلومتری شمال لالی و 80 کیلومتری شهرستان مسجد سلیمان واقع شده است.

مکانی که امامزاده در آن قرار دارد: دشت لاله معروف به لالی منطقه ای از گرمسیر بختیاری است که تا چندی پیش به خاطر چاه های نفت آن منطقه ای نفت خیز محسوب می شد و شرکت های سابق نفت در آنجا اقدام به احداث تأسیساتی نموده بودند. اگر سلسسله کوه های زاگرس را پلکانی فرض کنیم دشت لالی آخرین پله این پلکان است که به جلگه وسیع خوزستان اشراف دارد. هوای این بخش در زمستان ها معتدل و گاهی نسبتاً سرد و در تابستان ها گرم و خشک است، بهار دلپذیر این منطقه، از سرسبزی برخوردار و به مناسبت گلهای بسیار و لاله های خودروی خود به دشت لاله مرسوم شده اند. نواحی اطراف لالی را می توان منطقه ای تاریخی خواند. وجود آثار تاریخی که متعدد و پراکنده اند اهمیت نسبی تاریخی این منطقه را به ویژه در بختیاری بیان می‏کند.

رجوع به تذکره امامزاده شرح شگفتی زای زندگی وی و افسانه های گاه دلپذیر و پر از عبرت آن را بر ما روشن می دارد.

داستان این زندگی و اطرافیان امامزاده و اسطوره های به شرح آمده در تذکره که بسی شگفت و باور نکردنی است، علاوه بر پرده گشایی از حوادث زندگی وی، حاوی ارزش های تاریخی- مذهبی، در زمینه تاریخ و فرهنگ و طوایف بختیاری می باشد. آنچه از این تذکره بر جای مانده، تذکره اصلی نیست. رونویسی از تذکره اصلی است که به سال 701 هجری قمری تألیف یافته است.

متن تذکره امامزادۀ ابراهیم وجود اسلام را در منطقه بختیاری در زمانی نزدیک به 1200 سال پیش، انکار نمی کند، اما وجود سر جنبانان گبر یعنی فرماندهان زرتشتی مذهب مورد تأیید تذکره است. بنابراین به طور قطع و یقین و به استناد همین تذکره ای که در دست داریم، همه مردم منطقه مسلمان نبوده اند و اینکه چگونه اسلامی نیز مطرح بوده است، نمی دانیم. یحتمل، آئین تشیّع، نمی توانسته حضور قدرتمندی یه مثابه یک مذهب فراگیر و حتی حداقل آئینی مطرح، داشته باشد. آنچه از مطالعه تذکره برمی آید تنها وجود معدودی انسان شیفته خاندان نبوت که مترّصد فرصتی جهت اظهار وجود بوده اند به نظر می رسد لذا مذهبی به نام شیعه تا قبل از ورود موکب همایون امام همام، هشتمین اختر تابناک آسمان هدایت و ولایت حضرت امام علی بن موسی الرّضا(ع) در بختیاری یا بهتر بگوییم سرزمینی که هم اکنون آن را بختیاری می نامیم، وجود نداشته است.

طبیعی است شبکه وسیعی از امامزادگان همزمان یا پس از شهادت امام هشتم(ع) بنا به زمینه های قبلی و استقبال بعضی طوایف، جهت ترویج مذهب شیعه و یا علیه خلفای جور، به این سرزمین که معقلی منبع و به خاطر صعب العبوری کوه ها و دره های سخت گذر عمیق و جنگلهای انبوهش که پناهگاه محکم و استواری جهت مبارزات قرون وسطایی بوده اند، به این منطقه آمده باشند و همگی به قیادت برادر بزرگتر خود سید محمد پرهیزگار، دست به یک سلسله مبارزات طولانی و فرساینده علیه خلفای عباسی زده باشند. اما اینکه چه وضعی پیش آمده که نتوانسته اند نظر علویان طبرستان که منطقه ای مشابه پیش روی داشته اند یک سلسله پایدار حکومتی تشکیل دهند، ظاهراً باید علت را شهادت بعضی و درگذشت نابهنگام پاره ای دیگر از آنان دانست. خود سید محمد دائماً فی مابین خراسان و بطحا در مسافرت بوده و ما نمی دانیم با چه سرنوشتی جان عاریتی و مقدس خود را تقدیم دوست کرده است. به هر حال سید محمد به هر یک از یاران و ارقاب خود از قبیل سلطان ابراهیم، احمد فذاله، سلیمان احمد، احمد بلد و احمد ابدال و سایرین مأموریتی ویژه داده است. حاصل مبارزات وی استقرار مکتب تشیع به عنوان یک مذهب فراگیر در منطقه بختیاری بوده است. طبق روایت تذکره سید محمد پرهیزگار در بختیاری معروف به شاه خراسان است. بختیاری ها او یا پسرش را شاه مال بابادی و نیز شاه گرن بلند می خوانند.

برگرفته از کتاب زیارتگاه های بختیاری تالیف فریبرز فروتن

منبع : آژانس خبری بختیاری (ایبنا نیوز)

+ نوشته شده توسط یک بختیاری در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 18:58 |
 

گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری خوزستان شهر  شوشتر در شمال شرقی خوزستان در نزدیکی محل ورود رودخانه کارون به این دشت قرار دارد. این موقعیت جغرافیایی شوشتر با سازه های آبی جهانی شد.ویژه موجب شده است که  نه تنها تاریخ شکل گیری اولین سکونت های مبتنی بر کشاورزی در این منطقه به هشت تا ده هزار سال پیش بازگردد، که با استفاده از فن آبیاری در دشتی مستعد جوامع سازمان یافته شکل گرفته و سابقه سکونت های شهری ابتدایی همزمان با قرن چهارم پیش از میلاد باشد.طبق کتیبه های یافت شده از تخت جمشید منطقه شوشتر بنام ایلامی آن هیدالو نامیده می شود. شهر هیدالو در نزدیکی شوشتر امروزی قرار دارد و در کنار رود کارون، اندکی پس از خروج این رود از کوهساران بطرف دشت سوریانای قدیم بنا شده است.در سده ششم پیش از میلاد امپراتوری هخامنشیان توسط کوروش کبیر بنیاد نهاده شد که منطقه پراهمیت ایلام نیز بخشی از این امپراتوری را تشکیل میداد. داریوش کبیر با احداث و بازسازی نهرداریان یکی از مهمترین عناصر معماری آبی شوشتر را بوجود آورد.

آثار تاریخی

مجموعه آثار تاریخی شوشتر را می توان به دو بخش پیش و پس از اسلام دسته بندی کرد:

1-  آثار پیش از اسلام: این آثار از دوره پیش از تاریخ تا ساسانی را شامل می شود و بصورت تپه و محوطه های باستانی، آرامگاه های زیرزمینی،گور دخمه ها و تأسیسات آبرسانی  در خارج و داخل شهر موجود می باشند.

2-  آثار پس از اسلام: این آثار شامل مساجد، بقعه ها، اماکن مذهبی، کاروانسراها، منازل، معابر عمومی (ساباط ها ) می شوند.

تأسیسات آبی

مجموعه عظیم آبی شوشتر بدست نیاکان ما در طول سده های طولانی بصورت پلها، بندها، پل بندها، آسیابها و کانالهای سنگی ساخته شده است. این تأسیسات در راستای دستیابی به سه هدف عمده بوجود آمده اند: 1- عبور از ر ودخانه ها 2- آبیاری زمین های کشاورزی 3- استفاده از انرژی آب در صنعتگری ( همچون بکار انداختن آسیابهای آبی )

مهمترین تأسیسات آبیاری شوشتر عبارتند از:

بند میزان

بند میزان از بناهای بسیار مهم در مجموعه بناهای آبی تاریخی شوشتر است که آغازگر و عامل ایجاد حلقه های آبی شوشتر است. این بند که در شمال شهرستان ، و به صورت شرقی – غربی واقع شده، رودخانه کارون را پس از ورود به شوشتر به دو بخش با نسبت 2 به 4 تحت عنوان شطیط ( 4 دانگه ) و گرگر ( 2 دانگه ) تقسیم می نماید.

بند میزان از سازه های دوره ساسانی (600-224.D.A ) در شوشتر است.

این بند به طول 390 متر و ارتفاع تقریبی 50/4 متر بر روی بستر صخر ه ای ایجاد شده که به شکل دیواره هایی مورب و از  نوع سدهای وزنی است.

این سازه در قسمت شمالی بصورت دیواره ای مستقیم و دارای 9 دهانه آبرو است که آب را به سمت جنوب و رود گرگر هدایت می کند . هر یک از این دهانه ها در اصطلاح محلی دارای نامی خاص می باشد.

پل بند گرگر

این پل بند با شماره ثبت 17599  بر روی محوطه آبشارها و در شرق خیابان شریعتی شوشتر واقع است. بنای اولیه آن مربوط به دوره ساسانی می باشد.

رود گرگر یا مسرقان شاخه ای مصنوعی از رود کارون است که در شمال شهرشوشتر توسط بند میزان از رود کارون جدا می شود و راه جنوب را درپیش می گیرد.

نهر گرگر یکی از بزرگترین نهرهای دستکند در ایران است که از محل جدا شدنش از رود کارون در شمال شوشتر تا پایان مسیر خود که باز هم به کارون می پیوندد، مسیری حدود 100 کیلومتر را طی می کند.دلیل حفر نهر گرگر آبرسانی از شمال شوشتر و از رود کارون به زمینهای جنوبی شوشتر است.

بر روی این نهر در فواصل مختلف به ترتیب ، بند برج عیار و بند خداآفرین ( ماهی بازان ) قرار دارند. نهر گرگر در نهایت در جنوب شوشتر در کیلومتر 44 جاده شوشتر به اهواز در محلی به نام بند قیر به شاخه اصلی کارون می پیوندد.

پل بند شادروان:

پل بند شادروان در شمال  غربی شهرستان شوشتر،در جهت شمالی – جنوبی بر شاخه اصلی رود کارون ( شطیط) ساخته شده است. این پل بند در گذشته یکی از مهمترین دروازه های ورودی شهر نیز محسوب می گردید.

قدمت پل را به دوران ساسانی نسبت می دهند و معتقدند اسرای رومی آن را ساخته اند.

طول تقریبی پل 543 متر و عرض 10تا 15  وارتفاع تقریبی 8 متر می باشد، مشتمل بر 44 دهانه اصلی و 43 دهانه فرعی بوده که در حال حاضر تنها 25 دهانه از دهانه های اصلی آن باقی مانده است  این پل بند در خط مستقیمی ایجاد نشده و بصورت منحنی می باشد که علت این امر را جهت استفاده بهینه از بستر طبیعی رودخانه دانسته اند.

مجموعه آبشارها ( آسیابهای شوشتر ):

مجموعه آسیابها و آبشارها با شماره ثبت 2180 در شرق شوشتر، در مسیر رود گرگر و در جنوب پل بند گرگر قرار گرفته است.

این مجموعه محوطه ای به وسعت 5 هکتار را در بر می گیر د که با عناصری چون کانالها، تونل ها و آسیابها یک سازه هیدرولیکی بزرگ را تشکیل می دهد که با هدف بهره گیری از قدرت نیروی آب جهت استفاده های صنعتی احداث شده و علاوه بر آن از نظر طبیعی بواسطه ی برخورد شدید آب از فراز صخره ها بر سطح رودخانه با ایجاد آبشارهای مصنوعی مناظر بی نظیری خلق کرده است.

به طور کلی این مجموعه که در حال حاضر تحت عنوان « آبشارها » خوانده می شود، محوطه ای است مشتمل بر 50 آسیاب آبی که موردنیاز آنها از پشت بند گرگر توسط سه تونل « بلیتی، دهانه شهر، سه کوره » به پائین منتقل و در اعماق زمین به شعب فرعی تقسیم می شوند. به طور کلی تمامی شعب وظیفه تأمین آب موردنیاز آسیابها و در سالهای اخیر نیروگاه برق آبی و  کارخانه یخ و چرخاندن چرخ آنها را بر عهده دارند. پس از تأمین آب موردنیاز، پساب حاصله از طریق این تونلها و با شدت زیاد بر سطح رودخانه ریخته که باعث  ایجاد و خلق منظره ای زیبا می شود.

آسیابها

در این محوطه دو نوع آسیاب « تنوره ای » ( پره ای ) و « شیبی » ( چرخی ) و جود داشته است. که در سالهای اخیر استفاده از آسیابهای شیبی از رونق افتاده و آسیابهای تنوره ای جایگزین آن شد. در آسیاب شیبی بخاطر بهره گیری از تسمه، جهت تبدیل نیروی چرخشی افقی به عمودی، استهلاک بالاست و نسبت به آسیاب نوع تنوره ای مقرون به صرفه نیست، به همین دلیل از رونق افتاده است.

آسیاب تنوره ای: آسیابی است که چرخاب آن با فشار نیروی آبی که در تنوره یا چال انباشته می شود می چرخد . در این نوع آسیاب آب از کانال با ارتفاع زیاد وارد استوانه ای عمودی می شود و در انتهای حفره یک دریچه به قطر 30 الی 40 سانتیمتر قرار دارد که بعد از خارج شدن آب از حفره با فشار به پروانه ها برخورد کرده و باعث چرخیدن آسیاب حول محور عمودی می شود. برخی از این آسیابها در فصل پرآبی کارایی چندانی ندارند، زیرا سطح آب بالا آمده و مانع کار می شود.

قلعه سلاسل

-    این قلعه با شماره ثبت 1117در شمال غربی شوشتر واقع شده و کشیدگی آن از غرب به شرق می باشد. شکل ظاهری آن به صورت بیضی نامنظم می باشد که از شمال و غرب بوسیله رود کارون ( شاخه شطیط ) و از جنو ب و شرق بوسیله خندقی در گذشته احاطه می شده است.

-    وسعت کنونی قلعه در حدود 5/3 هکتار است که در مرتفع ترین بخش شهر بر روی بستر صخره ای واقع شده است. نهر داریون در ضلع شمالی قلعه از  اجزای مهم آن محسوب می شود.

-    این قلعه در گذشته بنابر روایات مورخین و کتب تاریخی مشتمل بر عناصر و اجزایی بوده است که در حال حاضر بقایایی از آنها برجاست.

-    حیاط های مفصل و متعدد و سربازخانه ها و طویله ها و حمام ها و شبستانها و برجها و باغچه ها و قورخانه (سربازخانه ) و نقاره خانه و حرم خانه و آشپزخانه و قاپیهای متعدد ( دروازه ها) و حوض های بزرگ و حصار و خندق که اکنون بیشتر آن ویران و ساختمانها بر هم ریخته شده است.( امام شوشتری ، 127:1331)

-    همچنین این قلعه دارای 5 شوادان بزرگ بوده است که هر یک با شوادانهای درون بافت شهر در ارتباط بود. این شوادانها در گرمای 50 درجه خوزستان محیطی خنک در حدود 25 درجه برای افراد ا یجاد می کرد. عملکرد قلعه علاوه بر جنبه ی استراتژیکی و نظامی و همچنین محل حکومتی، احتمالاً محلی جهت نظارت بر تقسیم آب که در اصطلاح کاست افزود خوانده می شود، و مرکز مدیریت آب منطقه بوده است.

-  فضاهای مختلف موجود در قلعه ( محوطه ) سلاسل شامل:

*نهر داریون ، *دروازه ها ، * پل های قلعه ، *خندق ، *برج و بارو ، *کوشک یاعمارت حاکم نشین ، *بخش نظامی ، *زندان ، *حوض ، *شوادون ، *کت ها می باشد .

پل بند برج عیار و نیایشگاه صابئین

بند برج عیار با شماره ثبت 2940 در جنوب شرق شوشتر، بر روی رود گرگر و پائین تر از محوطه آسیابها و آبشارها بصورت شرقی-  غربی قرار گرفته است. این بند از سازه های دوره ساسانی (600-224.D . A ) در شوشتر است. این سازه بصورت دیواره ای قوسی ساخته شده است. طول آن 30/7 متر و عرض آن 50/3 متر می باشد. این بنا بر بستری صخر ه ای و به منظور بالا آوردن و انحراف آب به سمت باغ های اطراف احداث شد ه است. قسمتهای زیادی از بند برج عیار به دلیل دخل و تصرفات و آسیب های وارده از بین رفته  و درحال حاضر بقایایی از آن در سه قسمت شرقی، میانی و غربی رودخانه بر جا مانده است.

سازه‌هاي آبي شوشتر جهاني مي‌ماند .

سازه های آبی شوشتر به عنوان یک منظومه آبی که همگی مرتبط به هم هستند و همچنین به عنوان یک مجموعه و طراحـی برای آمایش سـرزمین در ابعاد گسترده که انواع بناها و سازه های آبی را شامل می شود امسال با تلاش سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری از میان آثار مختلف و متعدد پیشنهادی جهان جهت ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو مورد پذیرش این مجمع قرار گرفت و شوشتر با سازه های آبی جهانی شد .

منبع : http://www.mpr-khuz.ir/

+ نوشته شده توسط یک بختیاری در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 18:51 |
 

 اثر در شهرستان مسجدسلیمان توسط معاونت میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری خوزستان 18 اثر در شهرستان مسجدسلیمان در فهرست آثار ملی در سال گذشته به ثبت  برد نشانده، یکی از آثار تریخی مسجد سلیمان                                عکس از سایت www.mismycity.comرسید.به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری خوزستان آثار ثبت شده شامل: نقش برجسته بردبت با شماره ثبت 25963 ، محوطه چال شیخ احمد با شماره ثبت 25965 ، محوطه چنگا با  شماره ثبت 25966 ، محوطه بنه حیدر با شماره  ثبت 25967 و بردگوری شماره 2 چال منار با شماره ثبت 25968 می باشد. همچنین بازار تمبی با شماره ثبت 25967 در دهستان جهانگیری و روستای تمبی، قلعه خانی با شماره ثبت 25970 در محله چهاربیشه و نقش برجسته تنگ تنبان با شماره ثبت 25989 ، بردگوری امیرالمومنین با شماره ثبت 25988 از  جمله آثار ثبت شده در فهرست آثار ملی است.شایان ذکر است : آثاری نظیر بردگوری چال دیره، بردگوری شماره یک چال سنگ ها، بردگوری شماره 1 چال منار، محوطه چال دیره، بردگوری موری، محوطه ده کید یده، تپه قلعه کهنه، بردگوری شماره 2 سوسن و سرخاب و بردگوری های باغات کتک از دیگر اثرهای ثبت شده در سال گذشته می باشد.گفتنی است: نام تاریخی این شهر پارسوماش است که این نام را پارسیان که از غرب ایران به این مکان آمدند ، بدان اطلاق کردند. در دوران قرون وسطی آن تلغر که نام سرزمینی در کنار رودخانه کارون بود می خواندند . بعدها این شهر به جهانگیری و نفتون و سپس به مسجد سلیمان خوانده شد .    

منبع : http://www.mpr-khuz.ir/                              

+ نوشته شده توسط یک بختیاری در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 18:49 |