تبليغاتX
بختیاریها

چهار لنگ بختیاری

مشتمل بر 5 طایفه بزرگ است

1- محمد صالح 2- کنرسی 3- موکویی 4- زلقی 5- ممی وند

 

 

1- محمود صالح

به 8 تیره تقسیم می شود

1- اورش 2- مم جلالی 3- کاقلی 4- عادکار 5- ال داود 6- قلی 7- آردپنایی 8- ممزایی

 

8-1 ممزایی به 16 شعبه تقسیم می شود

1- خلیل 2 تساروند 3- دویروند – 4- فرخ وند 5- جمال وند 6- خون باوا 7- چهار بره  8- دریالایی 9- بدرقه  10- گورویی 11- موزرمینی 12- اورک 13- بادا 14- هارونی 15- گشول 16- دودنگه

 

2- کنرسی

به 24 تیره تقسیم می شود

1- محمد جعفری 2- پاپا جعفری 3- عالی جعفری 4- غریب وند 5- هر کل 6- گشتیل 7- سندلی 8- ایش گشاس 9- گریجه 10- سیلان 11- جانکی گرمسیر 12- پوستین بکول 13- اسفرین 14- بوربورون 15- ورمحمید 16- استکی 17- عاشوروند 18- عالی وند 19- برون 20- تمبی 21- شیخ 22- سهونی 23- زنگنه 24- گل گیری

 

2-11 جانکی به شش شعبه تقسیم می شود

1- مکوند 2- زنگنه 3- کردزنگنه 4- بلواسی 5- آل خورشید 6- ممبینی

 

2-22 سهونی به شش شعبه می شود

1- باورساد 2- حموله 3- کهیش 4- مترک 5- سنگی 6- ساد

 

3- موکویی

به 6 تیره تقسیم می شود

 

1- شیخ سعید 2- پیرگویی 3- خوی گویی 4- دیویسی 5- شیاس 6- مهدور

 

 

4- زلقی

 

به چهار تیره تقسیم می شود

1- دوغ زنی 2- جاوند 3- میمون جایی 4- سادات احمدی

 

 

5- ممی وند

 

به پنج تیره تقسیم می شود

1- بسحاق 2- پولاد وند 3- عبدال وند 4- حاجی وند 5- عیسی وند

 

5-1 بسحاق به 11 شعبه تقسیم می شود

1- بری 2- گرگیوند 3- جلیل وند 4- خانه قاید شهر وسوند 5- ملک محمودی 6- آدینه وند 7- شهر وسوند 8- خانه صلاتین 9- میزه وند 10 – اتابک 11- صوفی

 

5-2  پولادوند به 5 شعبه تقسیم می شود

 

1- هیودی 2- سالاروند 3- خانه جمالی 4- خانه قاید 5- گراوند

 

5-3  عبدال وند

به 8 شعبه تقسیم می شود

1- گوشاردی 2- بیران وند 3- درویش 4- زرین چقایی 5- تونی 6- ماهرودی 7- ده قاضی 8- چکان

 

5-4 حاجی وند

 به چهار شعبه تقسیم می شود

1- غالبی 2- زیدقاید 3- هیل هیل 4- الیاسی

 

5-5 عیسی وند

به هفت شعبه تقسیم می شود

 

1- خانه قاید 2- گیرویی 3- ورکی 4- زیبایی 5- اواوی 6- گورویی 7- جعفر وند

 

بر گرفته از کتاب تاریخ بختیاری تالیف سردار اسعد

 

 

 

+ نوشته شده توسط یک بختیاری در شنبه هفدهم دی 1384 و ساعت 8:18 |

ایل بختیاری

 

هفت لنگ

 

هفت لنگ بختیاری به چهار طایفه تقسیم می شود

 

1-دورکی 2- دینارونی 3- بابادی 4-بختیاروند

 

دورکی 7طایفه است

 

1- زراسیوند  2- اسیوند 3- موری 4- قندعلی 5- بابااحمدی 6- عرب 7 – آسترکی

 

1-1-زراسیوند

 

سهی – سزار – نورآباد

 

                                                                     سهی      

 

ایهاوند- کورکور

 

سزارو و نورآباد شعبی ندارد

 

ایهاوند

 

احمد خسروی –توشمال -  عمله جات – چقاخورنشین –ایها- الاسوند- سهو-میر-زنبور

کورکور

 

خدرسرخ – خدری- گرگه- باپیر- سیف الدین وند

 

1-2-اسیوند

 

بردین – پل – خواجه – گاودوش-سهماروند

 

1-3- موری

 

بابایی- علی جان وند- بٌوری – بَوری

 

1-4- قندعلی

 

خلیل وند- ورناصری – صالح باوری

 

1-5- بابااحمدی

 

کشکی – سراج الدین – درویش آدینه

 

1-6- عرب

 

کنگرپر- اولاد علی بیگ

 

1-7- آستریکی

 

چاربری – گاییوند

 

دینارونی چهار طایفه دارد

 

1- اورک 2- طوایفی که در مال امیر هستند 3- بابادی4-بختیاروند

 

2-1- اورک

 

موزرمویی – خواجه – زنگی – غلام – کشی خالی – اولاد حاجی علی – غریبی – جلالی – ممسنی – چهار بینی چه

 

2-2- طوایفی که در مال میر (سوسن) هستند

 

نوروزی – بویری- سرقلی – لجمیر اورک – گورویی- شیخ عالی وند- شالومال – امیری – کورکور- عالی محمودی – علی محمد خانی – عالی محمودی علی مردان خانی – بندونی – شالو

 

2-3- بابادی

 

عالی انور – عکاشه – راکی – کله – ململی -

 

عالی انور

نفی عبدالله – عالی ور- آرپنایی – میر قاید- رهزا

 

عکاشه

مراد- عالونی – چوی – شهرویی – کلامویی – کله سن – سله چین

راکی

 

کلاوند- قاسم وند- ارزویی وند- مد ملیل

 

کله

 

گله – پبدنی – احمد محمدی

 

ململی

 

سله چین – کوراوند- لیموچی – حلوایی – شهنی – نصیر – گمار

 

2-4- بختیاروند

 

بختیاروند- عالی جمال – جانکی سردسیر

 

بختیاروند

 

منجزی – علاءالدین وند- بلیوند- وه ناشی – استکی – سرو- لروزیی – مشهدی مرداسی

 

عالی جمالی

 

یردی- برام عالی

 

جانکی سردسیر

 

جلیلی – معموری – ریگی – بارزی – بروبرو- هلوسعد- شیاسی – سوتک – بوگر

 

 

 

+ نوشته شده توسط یک بختیاری در شنبه هفدهم دی 1384 و ساعت 8:16 |
توشمال ها، سفيران شادي در ايل بختياري
020340.jpg
توشمال ها از قديم الايام جايگاه خاصي در بين ايل بختياري داشته اند. اين نوازندگان محلي با آواي كرنا، سرنا، ني هفت بند و همراهي دهل شادي بخش مجالس هستند و هيچ مجلس عروسي «بهيگ برون» بدون نواي موسيقيايي اين مطربان جا افتاده در فرهنگ و باورهاي بختياري و لري لذت ندارد.
هرجا كه نواي طرب انگيز اينان گوش دشت را نوازش داد دل عاشقان را هم شفا مي دهد. دختركان و زنان ايل با لباسهاي الوان محلي و دستمالهاي حرير در دسته يي منظم همگام با ريتم ساز توشمال دستمالها را به بالا و پايين مي چرخانند با گذاشتن پاها به عقب و جلو شادماني خود را بروز مي هند. مي گويند نادرشاه افشار در حمله به هندوستان اين نوازندگان محلي را با خود به ايران آورد و در ايلات مختلف تقسيم نمود تا در غمها و شاديها با نواي خود در غم و شادي مردم شريك باشند و اين از چهره هاي شبيه به هم آنان كاملاً مشهود است. در هر شهر و آبادي قيافه و شكل توشمال از دور مشخص است و همين شباهت چهره است كه آنها را از مردم عادي متمايز مي كند. نواي غمگنانه و اساطيري موسيقي ايل مرا به ياد روزهاي گذشته مي اندازد. روزهايي كه يك دنياخاطره و يادمان بزرگ و كوچند. شبهاي پرستاره كوچ عشاير را به ياد مي آورم كه در زير سياه چادرهاي ايل به همراه پدر و مادر خود به انتظار آينده، به ستارگان مي نگريستم. نواي ني گذشته اندوهناكي را به من يادآوري مي كند كه شايد هيچگاه تكرار نخواهند شد. مرگ پدر در دفاع از ناموس در برابر دشمن، از دست دادن خانه وكاشانه در حمله دشمن زبون، خاكسپاري عزيزان و... هنوز بخوبي به يادم هست. اسب سياه رنگ پدرم را كه به همراه وسايلش كه عبارت بودند از تفنگ، قطار فشنگ، چوقا، شلوار دبيت و كلاه و گيوه و جليقه را به اسب بستند و دور بنايي سنگي و مكعبي به نام (مافه گه) به گردش درمي آوردند و من به چشم خود ديدم كه اسب چه دردمندانه با ريتم توشمال خيلي دردمندانه در سوگ از دست دادن صاحبش اشك مي ريخت و مردم ايل خاك بر سر مي ريختند و در كنار توشمال زنان سياه پوش قبيله ام رامي ديدم كه با آواز كر (دندال) مويه مي كردند و هيچگاه فراموش نخواهم كرد كه موسيقي بختياري چه نواي غمگنانه يي دارد خصوصاً هنگامي كه كتل پدر را مي بستند. در ايل ما هرگاه سكوت برقرار شود موسيقي به جريان مي افتد و هرگاه موسيقي جان گرفت رازهاي سر به مهر سينه شكافته مي شوند.
عزت الله سجادي فر يكي از قديمي ترين نوازندگان ايل بختياري كه استاد سازهاي كرنا و سرنا و ني مي باشد درمقام دفاع از موسيقي محلي بختياري مي گويد پس از به ثمر رسيدن انقلاب و شروع جنگ هرگز به احترام مقام شامخ شهيدان از ساز راست كه همان نواي شادي بخش است استفاده نكرديم و طي اين چند سال با ساز چپي كه درواقع موسيقي عزاداري مي باشد تسلي بخش مراسم سوكواري و عزاداري بوديم. پس از به پايان رسيدن جنگ تحميلي براي خشنودي ملت سازهاي خود را با نواي شادمانه با لبهايمان تر كرديم و خود را در شادي مردم شريك نموديم، تعدادي هم بودند كه بدون آنكه بومي باشند و ياهيچ مناسبتي با ايل بختياري داشته باشند آمدند و گفتند موسيقي شما حرام است.
واقعيت اين است كه موسيقي ما نه تنها تحريك كننده نيست بلكه به انسان روح مي بخشد و مثل گلي كه از بي آبي پژمرده شده باشد انسان را شاداب مي كند. اصلاً ايل بختياري و حتي كرد و لر بدون موسيقي محلي نمي تواند آرام بگيرد.
مسجدسليمان ـ خبرنگار «ايران»
+ نوشته شده توسط یک بختیاری در چهارشنبه هفتم دی 1384 و ساعت 18:54 |